تبليغاتX
*سیاوش خیرابی* -

*سیاوش خیرابی*


 

اقا من چند تا سوال اسااااااااااااااااااااااسی یعنی سخت در حد المپیک واسم پیش اومده که می خوام جواباشو از شما بپرسم (قضیه: من گفتم قسمت اخر از دید کارشناسانه به فیلم نگاه کنم ببینم اوضاع از چه قراره که کاش نمی کردم اخه میدونی چرا ؟چون قسمت اخر مثلا جوری طراحی شده بود که احساسات بیننده رو تحریک کنه ولی من از اول تا اخر فقطططط می خندیدم می گم براتون...)

 

سوال ۱ :سمیرا و پویا وقتی به خرمشهر البته ابادان که رسیدن  قرار بود ۳ـ۴ روزی بمونن اونوقت حتی یه کیف محض خنده باخودشون نداشتن علتش یعنی چی میتونه باشه؟؟؟؟

 

سوال ۲ : به نظرت بهرام و پویا سرجمع یعنی دیگه خودتو بکشی و ام . پی. تری  بخوای حساب کنی چند دست لباس داشتن؟؟؟؟ اصلا بهرام وپویا که سهله کل بازیگراش از اول تا اخر فیلم اگرررررررر ۲ دست لباس بیشتر پوشیده باشن.... جواب بده چند دست لباس داشتن؟؟؟

 

سوال ۳ : اتاق بهرام و سینا مثلا تو خونه باغ یکی بود اگه یادتون باشه بهرام به سینا گفت : سینا اتاق دیگه جا نداره فقط یه انباری باید اجاره کنیم واسه اسباب بازیای تو درسته؟؟؟ خب حالا شما بگین اتاقشونو که نشون داد اصلا یه اسباب بازی محض خنده دیدین؟؟؟؟

 

سوال۴ :اونجایی که بهرام داشت به پدرش می گفت بابا من این خونه رو بدون شما نمی خوام ۲ ساعت فقط داشت دماغشو می کشید بالا بعد از ۲ قررررررررررررررررررن باباهه می گه بهرام تو داری گریه می کنی؟؟؟؟  یعنی مایی که بیننده بودیم با اون همه دماغی که اون می کشید بالا فهمیدیم اونوقت باباش که رو به روش بود بعد از ۲ قرن فهمید!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟نظرت چیه؟؟؟

 

سوال۵: این یکی سوال نیس البته قبلیا هم سوال نبود سوتی بود ولی این دیگه تااااااااااااااااابلو در حد ماورا  بود سوتی کلفتی دادن  فکر می کنن ما نمی فهمیم  ....... اونجایی که سینا و مادرش به خونه باغ برگشتن سینا به باباش  سلام کرد بعد رفت پیش بهرام و گفت: چطوووووووری سیا  گرفتی مطلبو بچه کلا قاط زده بود اسم اصلیشو(سیاوش) رو صدا زد و مخفف ولی تو پشت صحنه درست گفت که الهام پاوه نژاد خراب کرد و دوباره فیلم گرفتن

 

سوال ۶ : اگه حساب کنین یعنی من کردم ولی محاسباتش طولانیه مختون هنگ می کنه به من که اعتماد دارین؟؟ پس نتیجشو بهتون میگم سمیرا وقتی قرار بوده بهرام(۴ ساله)و پویا(۳ ساله) رو با خودش بیاره تهران فقط ۱۱ ـ۱۲ سال داشته بچه ۱۱ ساله می تونه ۲ تا فینگیلی رو از جنوب بیاره تهران؟؟؟؟؟؟ 

 

سوال ۷: اصلا سینا فهمید بهرام برادرش نیست؟؟؟؟؟ فکر کنم اونو قاطی ادمیزاد حساب نکردن یا یحتمل می خوان تو ترانه ی مادری ۲ بهش بگن

 

سوال ۸:  شما تا حالا دیده بودین دختر بره خواستگاری پسر؟؟؟؟؟  نغمه چرا با باباش و دسته گل بلند شد رفت اونجا حالا گیرم واسه ملاقات مامان پویا در صورتی که پدر نغمه خودش ملاقاتی می خواست باز همین مونده بره ملاقات یکی دیگه ولی کلا فرض رو بر این میذاریم حالا چرا تو باغ اومد که با پویا صحبت کنه؟؟؟ تازه پویا بهش گفت من نیاز به وقت بیشتری دارم یعنی علنا نغمه ضایع شده دیگه نه؟

 

سوال ۹:بهرام وقتی گریه می کرد شما اشکاشو دیدین؟؟؟ من که ندیدم

 

سوال ۱۰: اگه یادتون باشه قسمتای اول بهرام به مادر جونش می گفت مادر و پدرش تو کارش خیلی دخالت می کنن کلا تریپ گیرن می پرسن کجا میری ؟ با کی میری؟ اصلا چرا میری؟؟؟ یادتون اومد؟ ولی اونجا سر ساختمون که با سمیرا بود گفت اما ... اما کسی نپرسید بقیه ی شبام چطور گذشت ... بقیه ی روزام کجا بودم ... (دقیقا دیالوگای خودشه) حالا شما بگین این دوتا با هم جوووور در میاد؟؟؟؟؟؟

 

سوال ۱۱: سمیرا چقد مو داره؟؟؟؟ اخه من هر چی دقت کردم با اون روسریش اصلا هیچ مویی دیده نمیشد و کلا تریپ از پیشونی هم گذشته بود

 

سوال ۱۲:این سمیرا مثلا مهندس بود دیگه بعد چه جوری سر ساختمون با چادر بود حالا این که بماند نکته ی جالب اینجا بود که چادرش حتی یه ذره خاکی نمیشد و صاف و اتو کشیده بود اونم تو اون خاک ها....  علتش چیه؟؟؟؟؟

 

سوال ۱۳: این یکی رو دوستم یادم انداخت که واستون میگم ..... اگه یادتون باشه بهرام رفت خونه باغ و در همین حین سمیرا حقیقتو به پویا گفت بلافاصله بعدش زنگ زد به بهرام و گفت : تو کجایی بهرام گفت من الان خرمشهرم .......... حالا شما بگین سر ۲ ثانیه اصلا بلیت پروازو صادر میکنن؟؟؟؟  به قول دوستم حتما رفته سر کوچشون گفته مستقیم خرمشهر

 

                                                          

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 شهریور1387 1:42 توسط نغمه |